بعد از مدتها سلام فکر می کنم در دفتر برنامه ریزی قلمچی که دوره ی کنکور از آن استفاده می کردم خوانده بودم که: کمرنگ ترین جوهرها از قوی ترین حافظه ها ماندگارترند. پس می خوام دوباره شروع به نوشتن کنم و برای بازکردن ِ یخ ِ قلمم و بازگشت راحت تر به دنیای وبلاگ نویسی، می خواهم درباره کتابهایی که -جسته و گریخته- میخوانم دراینجا بنویسم.پس بسم الله می گویم و با نوشتن از کتاب "چشمهایش" اثر بزرگ علوی شروع می کنم که اولین بار وقتی یک دانش آموز اول ِ دبیرستانی بودم آن را خواندم و بار دوم وقتی یک زن ِ سی و شش ساله. بار اول که خواندم باید بگویم در نظرم جذاب نیامد و به عبارت بهتر شاید داستان را کامل نفهمیده بودم. اما بار دوم که خواندم متوجه شدم که چرا این داستان اینقدر زیبا، ماندگار و معروف است. در پست بعدی راجع به کتاب می نویسم.
برچسب:
نویسنده: مریم کوهی
تاريخ: چهارشنبه
24 آبان
1402 ساعت: 13:55